به خودم که آمدم...
-
تاریخ: 1403/1/21 ساعت: 18:04
سی و دو سالم است. تنها در خانهام زندگی میکنم. امروز احساس بدبختی میکنم. یک کبوتر دیشب در بالکن خانهام نشست و امروز مردهاست! دلش را ندارم بروم و جنازهاش را بردارم. اصلاً کار من نیست. از صبح به کل زندگیام فکر کردم. به کاشها و اگرها. به اینکه چرا من اینجا تنها هستم. چرا باید یک کبوتر مرده در بالکن، مرا...
نه این نه آن، هم این هم آن
-
تاریخ: 1403/1/21 ساعت: 18:04
تو را نفس میکشم و این نفسهای آخرم است
این روزهای پرهیجان و کم تحرک
-
تاریخ: 1402/12/15 ساعت: 22:39
وقتی به این وبلاگ سر میزنم، فقط در حال مقایسه کردن خودم هستم: منِ قدیم با این منِ جدید!آن دختر سرکش و سرخوش قدیم حالا مشغول مقاله نوشتن است. هنوز هم روی حرف خودم نمیمانم. هیجان تصمیم گرفتن و به نتیجه رسیدن دست و پاهایم را سست میکند و اجازهی حرکت را از من میگیرد. برای این مقاله هم همین اتفاق دارد میا...
این بود زندگی؟
-
تاریخ: 1402/12/15 ساعت: 22:39
یادت باشد:- اگر درس نمیخوانند، بیهدف و مشکلدار نیستند- خودت هم درس نخواندی! خودت هم به لطف و محبت و وصیت و نصیحت معلمها گوش نکردی. - خودت هم یادم میرفتم(مطالب خیلی مهم را حتی)-بچهاند! منطقشان، طرز فکرشان، جهانبینیشان... همه چیز بچهگانهست-قضاوتشان نکن. برچسب نزن. - عصبانی نشو. تحقیر نکن. بعضی معلمها ...
گذشتهی پیش رو
-
تاریخ: 1402/11/25 ساعت: 21:38
فعالیتهای این روزهایم را باید ده سال پیش انجام میدادم؛ اما این دلیل نمیشود پا پس بکشم.خیلی دورم از جایی که باید باشم. میرسم... + شنبه ۱۴۰۲/۱۱/۲۱ AT | Adblock test (Why?)
حالا دیگر از آن زمانها خیلی گذشته است.
-
تاریخ: 1402/9/29 ساعت: 13:07
روزی که این وبلاگ را ساختم، دوم یا سوم دبیرستان بودم. حالا خودم دبیر بچههای دبیرستانی شدهام.
-
تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 2:56
وای که این چند روزرفتم به گذشتهگذشته های دورسال 86 و قبل ترحالا می بینم وبلاگ هایی رو پیدا کردم که گریه م گرفتهاین آدما الان کجان؟این اسمای مسخره ی مستعار چی بود؟؟؟من چرا هویت الکی داشتم؟مهدیس کی بود؟؟دوستای خوب اون موقع کجان؟وبلاگ های مشترکم با دوستامخدای من!!!!!!!! + جمعه ۱۳۹۸/۱۱/۱۱ AT | Adb...
برف بازی(!)
-
تاریخ: 1397/5/27 ساعت: 15:08
دقیقا اوونایی ک اعتقاد دارن مووهاشونو توو آسیاب سفید نکردن......هموونا-ئی-ئن! که مووهاشونو تو آسیاب سفید کردن!
اردیبهشتی ترین تیراژه
-
تاریخ: 1397/5/27 ساعت: 15:08
تولدت مبارک ، به اندازه ی تمام اردیبهشت های دنیا!:گل ل ل ل ل ل ل:ایکس
فراسو!
-
تاریخ: 1397/5/27 ساعت: 15:08
من عاشق اینم ک از پنجره ی کلاس های طبقه دو و سه دانشگاه!همین طوری ی ی ی ی ی به دانشجووها نگاه کنم!که اون پایین دارند راه میروند،حرف می زنند!می خندند!سیگار می کشند!و مقنعه شان را درست می کنند!و یا تیک(!)می زنند!و یا از نفر سوم خوششان نمی آید!و یا دید(!)می زنند!واقعا از بالا دیدن حس خووبی دارد!خوش بحا...
یارب این نودولتان را بر خر خودشان نشان
-
تاریخ: 1397/5/27 ساعت: 15:08
راستش به این نتیجه رسیدم!(همه رسیدند یا می رسند!).ک همه فقط به فکر منافع خود هستند!تحت هر شرایطی!این روزها از تک تک بچه های دانشگاه متنفرم!از کسانی که تا کار دارند و جزوه می خواهند،من می شوم "عاطفه ج
در و تخته ی ناجور
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 0:33
- اوه!محبوب من!آخر تو را چ می شود؟+گور بابای من !برو خوتو نژات بده زن!همانقدر ناجور، ک آن پدر پیر دوست داشتنی!آرام و شمرده از یک خیابان سربالایی ، بالا می رفت!و با لهجه زیبای شمالی-ئش از من ساعت را پرسید:- عزیــز،ساعتت چنده؟+یک ربع به ده..و سرعت راه رفتنش بیشتر شد!نفس نفس نفس نفس نفس.....نفس کم نیار...
صرفا!جهت!هیچ چیز:دی
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 0:33
:دی:گل
سفارشی
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 0:33
فرشته تو کیستی؟آیا واقعن فرشته ای که در این اوضاع وا اسفا(!) از طرف خدا آمده ای تا لبخندی بر لب من بنشانی؟!عاطی:دی!!!!!:گل ل ل